عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
410
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
از آنجاست كه عقاب لانهء خود را در ستيغ كوهها مىسازد و جوجهاش چون در جستجوى خوراك بجنبد يا پدر و مادرش روى به دو آرند و يا اگر از جاى خود اندكى بيشتر تكان خورد ، از بلندى كوه فرو افتد . اين جوجه با وجود خردى و ناتوانى و كم تجربگى مىداند كه درست آن است كه تكان نخورد . از مسرور غلام حفصويه كاتب المروزى در مرثيهاى در حق فرزندش نصر ، گفته : يا دار بالقفر الخراب * و المنزل الوحش اليباب بيدىّ فيك دفنت نص * را بين أطباق التّراب كشبا المهنّد أو كجر * و الفهد أو فرخ العقاب يعنى : اى خانهء ويرانهء افتاده در جايى بىآب و گياه و بىآدميزاد و خشك ، پسرم نصر را به دست خود در لايههاى تو دفن كردم درست مانند نيزهء هندى لخت يا تولهء يوز و يا جوجهء عقاب . فرسارهان . عرب دو نفر را كه به سوى يك هدف مىتازند ، گويد : مانند دو اسب مسابقهاند . يحيى بن خالد روزى به موصلى گفت : بامداد زود پيش من آى . گفت : من و بامداد چون دو اسب مسابقه هستيم . از كسانى كه اين مثل را به نيكويى به كار بردهاند ابن طباطبا است كه گفته : أتانى منك يا خلّى كتاب * ألذّ إلىّ من نيل الأمانى كتاب حشوه شعر موشّى * بألفاظ تسابقها المعانى إذا أصغى لها « 1 » سمع و فهم * حسبتهما معا فرسى رهان يعنى : اى دوست نامهاى از تو به دستم رسيد كه از هر كاميابى دلنشينتر بود . نوشتهاى كه اندرون آن شعر بود با كلماتى آراسته كه معانى آن بر الفاظ پيشى مىگرفت ؛ چون گوش به لفظ و دل به معنى سپردم ، آن دو را با هم چون دو اسب مسابقه پنداشتم . . .
--> ( 1 ) - اصغى لها . اگر در ضبط اشكالى نباشد ، در اين مصراع گرهى هست ، زيرا اصغى با حرف جرّ « ل » به كار نرفته . ( م . ) .